شعر و فرش
گره مى زنم تار ابريشم سرخگون رابه آواى تندربه آواى بارانمى آميزم اين شبنم پرتپش رابه درياى ياراناگر چند كوتاهاماگره مى زنم اين صدا رادرين كوچه آخربه هيهاى بالنده بالاى يارانشفيعى كدكنى ( م . سرشكدیراست گالیا |
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 8:27 توسط طیبه وفقی مجرد
|