ساخت المان نوروزی(هنرستان هنر شهید آوینی)رشته نقاشی


کِته اشمیت کُلویتس (به آلمانی: Käthe Schmidt Kollwitz) (۸ ژوئیه ۱۸۶۷ - ۲۲ آوریل ۱۹۴۵) نقاش و مجسمهساز آلمانی بود. او در آغاز به ناتورالیسم گرایش داشت و بعدها به اکسپرسیونیسم رو آورد. موضوع آثار او بیشتر فقر، گرسنگی و جنگ بود.![]()
او در کونیگزبرگ که آن زمان بخشی از پادشاهی پروس بود، متولد شد و قرزند پنجم خانواده بود. پدرش، کارل اشمیت، شغل بنایی داشت و مبارز بود. مادرش دختر کشیشی بود که بخاطر داشتن عقاید سوسیالیستی از کلیسای رسمی لوتری اخراج شده بود و خود کلیسای مستقلی راه انداخته بود. او در دوران کودکی و نوجوانی از آموزشهای مذهبی و سیاسی پدربزرگش تاثیر زیاد گرفت.
پدرش که استعداد او را در نقاشی دید او را به کلاس نقاشی فرستاد. مدتی نیز به مونیخ رفت و نقاشی آموخت.
کته در ۱۸۹۱ با کارل کلویتس ازوداج کرد. شوهر او پزشکی بود که از مردم فقیر برلین پرستاری میکرد. کته کلویتس در بسیاری از آثارش از جهرهها و شرایط زندگی بیماران فقیر شوهرش الهام میگرفت. بین سالهای ۱۸۹۲ تا ۱۸۹۶ او مجموعهای از کار با الهام از نمایشنامه گرهارد هاپتمان با نام «بافندگان» خلق کرد. کار او در نمایشگاه بزرگ هنر برلین نامزد دریافت مدال طلایی شد، اما قیصر ویلهلم دوم با دادن مدال طلایی به او مخالفت کرد. مجموعه بافندگان مشهورترین کار او به شمار میرود.
![]()
جوانترین پسرش پیتر در هفته اول جنگ جهانی اول کشته شد و پس از آن کته به افسردگی طولانی دچار شد.
کته کلویتس مبارزی متعهد و صلحجو بود.
او در ۱۹۲۰ به عضویت فرهنگستان هنرهای پروس در آمد و نخستین زنی بود که به این مقام رسید.
با روی کار آمدن حزب نازی در ۱۹۳۳، او را مجبور به استعفا از جایگاهش در هیئت علمی آکادمی هنرها کردند. اگر چه او از نمایش دادن کارهایش منع شده بود، بعضی از کارهایش را نازیها برای تبلیغات به کار گرفتند.
شوهر کته در سال ۱۹۴۰ از بیماری در گذشت. نوه او نیز در جبهه روسیه در جنگ دوم کشته شد.
او برلین را در ۱۹۴۳ ترک کرده و به موریتزبورگ، نزدیک درسدن، نقل مکان کرد و درست قبل از پایان جنگ جهانی دوم در همانجا درگذشت.
![]()
تصویر کته کلویتس بر تمبری از جمهوری آلمان
سپهری نقاش●نگاهی به آثار نقاشی سهراب سپهری
در آغاز کار شهرت سپهری به عنوان یک نقاش. بیشتر از آوازه شاعریش بود. این به دههٔ۳۰ بر میگردد. اگرچه شعرهایش در آن سالها خوانده میشد اما جز در نظر خواص، تجربهای موفق به شمار نمیآمد. در این سالها شعر شکست و حماسه طرفداران بیشتری داشت.

شاعران در آن دوران فراوان بودند و نقاشان اندک یک نقاش متوسط بیشتر و زودتر ازیک شاعر متوسط میتوانست خود را در حافظهٔ جمعی ثبت کند.
سپهری کار جدی خود را در مقام نقاش با یک سلسله تصویرهای برگرفته و خلاصهشده از طبیعت آغاز کرد. نخستین آبرنگ ها و گواش های او را میتوان بازنمایی لحظههایتجربهٔ شاعرانه در جهان اشیاء دانست. حرکت آزاد و شتابان قلمو، در هم شدن رنگ ماده، تاکیدبر تباین های رنگی و استفاده از عوامل تمرکز دهنده در فضای دو بعدی (مثلاً، یک رنگ سرخبه نشانهٔ لالهٔ آتشین)، از جمله مشخصات آثار او هستند و اثرپذیری از نقاشی انتزاعیمکتب پاریس را نشان میدهند. با این حال، تلاشی آگاهانه برای تلفیق سنتهای شرقی وغربی و کوششی برای دستیابی به شیوهای مستقل و شخصی نیز در این آثار مشهود است.
دستمایه اصلی کارهای سپهری اشکال ساده شده طبیعت است. حتی یک خط راست.این سادهترین وسیلهٔ بیانی در نقاشی ـ اغلب در کارهای سپهری طوری ترسیم شده است که یاافق فراخ کویر را به یاد آورد و یا راستای درختی سر به آسمان نهاده را. کوههای دور دست کهدر ایران مرکزی هر کجا برویم در انتهای چشم انداز حضور دارند. تپههای مواج که از کوهها نزدیکترند مسیر نهری که شیب تپه را میبرد و قطاری از درختهای بید را به سوی آبادیمیبرد، خانههای بهم چسبیده آبادی. بام قوس دار خانه گوشهای از در و دیوار خانه در ارتباطبا شاخهٔ یک درخت، تنهٔ درخت، سرشاخههای آن، علفهای خشک و پا جوشهای اطراف تنه،یک گل وحشی، شقایق یا آلاله، اینجا یا کمی دورتر آنجا، چند تخته سنگ، یک برکهٔ کوچک...اینجا موضوعات مورد توجهٔ نقاش است.
از فرمهای اولیهٔ سهراب، طرح های سیاهی بود که با قلم موئی پهن بر زمینهٔ سفید کاغذ طرح کرده بود. فرم هایی مانند خار یا بوته که با حرکتی تند بر زمینهٔ سفید کاغذ نقش بسته بودند. شاید این طرح های اولیه که به مرور آرام آرام در دستهای او پخته شدند. عظمت رنگها کم شدند و رقتی یافتند صاف شدند و شفاف شدند.
BODY ART)منبع کافه دیزاین